قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4364
تاريخ الفي ( فارسى )
جميع اين فتنهها از اوست . » و فى الواقع چنين بود ؛ چه ، سالار خود ارادهء سلطنت داشت . و چون ميسر نشد ، باطنا در مقام برانداختن چاشنگير شد . و چاشنگير كه به غايت سادهلوح بود به وى اعتماد كرده بود . و او يكيك از امرا را آزردهخاطر مىساخت . تا آنكه به ملك ناصر ملحق شدند . و چون ملك مظفر بر اين حال مطلع شد كار از دست رفته بود ؛ چه ، چون خبر تسليم شام به مصر رسيده جميع آحاد النّاس مصر روى به ملازمت ملك ناصر آوردند ، چنانچه به غير از خواص ملك مظفر كسى نزد او نماند . وى متحير شده با سالار مشورت كرد . سالار گفت كه « حاليا علاج ما و تو منحصر در فرار است . » و خبر رسيدن ملك ناصر متعاقب مىرسيد . ناچار چاشنگير به خزانه درآمده آنچه توانست ، برداشت و از قلعه بيرون آمده به گمان آنكه سالار هم اتفاق خواهد كرد . و سالار چون وى را از قلعه پايين فرستاد ، در قلعه را بسته منادى كرد كه كسى همراه چاشنگير نشود و چاشنگير با سيصد غلام خويش و اموال روى به باديه نهاد . وقتى كه از ميان شهر مصر مىگذشت رنود و اوباش شهر به هواخواهى ناصر برخاسته قصد وى كردند . وى كيسهاى چند از درم و دينار به ايشان ريخت و خود گريخت . چون ملك ناصر به مصر نزديك شد ، « 1 » سالار با پيشكش فراوان و اموال بىپايان عزيمت بندگى عزيمت بندگى ناصر كرد . دستهاى خود را بسته به حضور ملك ناصر آمد و استدعا كرد كه « گناه من از حد زياده شد و من را از شرم طاقت ديدن ملك نيست . اكنون اميدوارم كه حكم شود كه در گوشهاى منزوى باشم . » ملك ناصر فرمود تا او را در موضعى دوردست مقيد دارند . و زن چاشنگير كه دايهء ملك ناصر بود نزد ملك شفاعت خون چاشنگير كرده او را به ملازمت طلب نمود . در روز چهارشنبه چهاردهم شوّال سنهء مذكور ملك مظفر به ملازمت ملك ناصر آمده زمين بوسيد . سلطان او را نشانيده به قدر جرايم او نمودن گرفت كه در ايام سلطنت سابق [ 401 ب ] . . . « 2 » روز من را از مشتهيات نفس منع كردى و شفاعت من را در حق فلان قبول نكردى ، و به وقت آنكه در قلعهء كرك بودم اسبان من را طلب نمودى . و از اين قسم بسيار برشمرد . چاشنگير در جواب گفت كه « تقصير از شمار بيرون است و وقت عفو . ديگر ملك حاكم است . » و همان شب او را به قتل آوردند . و ملك مظفر ، ملكى باوقار بود . جميع سيرتهاى او
--> ( 1 ) . ملك ناصر شب عيد فطر در بيرون قاهره فرود آمد و فرداى آن روز كه روز عيد فطر بود در قاهره مجددا بر تخت نشست . ( 2 ) . جاى دو سه كلمه در هر سه نسخه بياض است .